X
تبلیغات
رایتل

خایدالو

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست ...

شنبه 19 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 02:20 ق.ظ

آگاه باشید

  سد سیوند  در شمال شهر شیراز و درون تنگه‌ بُلاغی - میان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - قرار دارد.


شایان ذکر است، تنگه‌ی بلاغی یکی از کم‌مانندترین موزه‌های طبیعی و زنده‌ ایران است که روند زندگى  آن در دورانی شگفت‌انگیز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتی دیگر در آن می‌توان از همه‌ این دوره‌های پیشاتاریخی و تاریخی (باستانی، اسلامی،...) اسنادی را به‌دست آورد که نه‌تنها خود آن اسناد از اهمیت والایی در بررسی و شناخت تاریخ و فرهنگ ایران زمین برخوردارند، بلکه خود تنگه یکی از ارزشمندترین سندهای تاریخ ایران است. هم‌چنین رطوبت ناشی از دریاچه پشت سد در درازمدت بر زیست‌بوم منطقه تأثیر گذاشته و با پدید آوردن و رشد دادن گیاهان مخرب بر روی سازه‌های دشت پاسارگاد، به ویژه آرامگاه کوروش کبیر - نماد جهانی ارج‌گزاری به حقوق بشر، و پیامبری که به تعبیر علامه طباطبایی در قرآن از وی زیر نام «ذوالقرنین» به نیکی یاد شده است-، اثرات ویران‌گری بر این یادمان‌های گران‌قدر خواهد داشت. 
 اکنون نه‌تنها مطالعات جامع و دقیق کارشناسی هنوز به پایان نرسیده، بلکه نتایج آنچه هم که تاکنون انجام شده دقیقا بر فاجعه‌بار بودن آبگیری این سد مهر تأیید زده است: از میان رفتن کهن‌ترین راه بازمانده‌ جهانی، خدشه‌دار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازه‌های باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آب‌های زیرزمینی، از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آن‌ها، محو وضعیت توپوگرافی منطقه‌ بلاغی، احتمال وقوع زمین‌لرزه پس از آبگیری سد سیوند، آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آبگیری سد هم‌چون نابودی حداقل هشت هزار اصله درخت پانصد ساله و هزاران هکتار مرتع و زمین مرغوب کشاورزی و خاک و هم‌چنین گنجینه‌ ژنتیکی غنی تنگه، و مهم‌تر از همه، تشویش افکار عمومی و از دست رفتن اعتماد، آسیب‌هایی است که از آبگیری سد سیوند حاصل می‌شود. سرمایه ملی هزینه‌شده برای ساخت این سد - که متأسفانه اکثر آن در یک‌سال اخیر و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن، هزینه شده است - قابل قیاس با سرمایه‌ انسانی و اثر روانی ناگواری نیست که بر ایرانیان دوستدار میراث فرهنگی این مرز و بوم خواهد داشت، اثری که شاید بر روند وقایع آینده ایران تأثیرگذار باشد.

قبول این اقدام به عنوان امری عمرانی با وجود وضوح مصائب و مشکلاتی که گریبان مردم ایران زمین را می فشارد به شدت دشوار است. بوجه ای که از سرمایه ملی برای این فرهنگ زدایی در نظر گرفته شده برای تسهیل اشتغال هزاران جوان ایرانی کفایت می کند. تاریخ و آیندگان قضاوت خواهندکرد که کنترل آبهای سطحی این منطقه با وجود هزاران هزار مشکل دیگر جز نابودی عمدی یادمان تاریخ وتمدن ایران دلیل دیگری نداشته و سکوت دراین برهه از زمان مذمت بار خواهد بود.